داستان قراني شماره 2 در مورد حضرت ادريس
حضرت ادريس (ع) / ادامه زندگى و قبض روح ادريس (ع)
-------------------------------------------------------------
حضرت ادريس (ع) / ادامه زندگى و قبض روح ادريس (ع)
آرزوى ادريس براى ادامه زندگى به خاطر شكرگزارى
فرشتهاى از سوى خداوند نزد ادريس - عليه السلام - آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولى اعمالش مژده داد. ادريس بسيار خشنود شد و شكر خداى را به جاى آورد، سپس آرزو كرد هميشه زنده بماند و به شكرگزارى خداوند بپردازد.
فرشته از او پرسيد: «چه آرزويى دارى؟»
ادريس گفت: «جز اين آرزو ندارم كه زنده بمانم و شكرگزارى خدا كنم، زيرا در اين مدت دعا مىكردم كه اعمالم پذيرفته شود كه پذيرفته شد، اينك بر آنم كه خدا را به خاطر قبولى اعمالم شكر نمايم و اين شكر ادامه يابد».
فرشته بال خود را گشود و ادريس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اينك ادريس زنده است و به شكر گزارى خداوند اشتغال دارد.(1)
مطابق بعضى از روايات، ادريس - عليه السلام - پس از مدتى كه در آسمانها بود، عزرائيل روح او را در بين آسمان چهارم و پنجم قبض كرد، چنان كه خاطر نشان مىشود.
قبض روح ادريس - عليه السلام -
امام صادق - عليه السلام - فرمود: يكى از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزيرهاى انداخت. او سالها در آن جا در عذاب به سر مىبرد تا وقتى كه ادريس - عليه السلام - به پيامبرى رسيد. او خود را به ادريس - عليه السلام - رسانيد و عرض كرد: «اى پيامبر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم كند».
ادريس براى او دعا كرد، او خوب شد و تصميم گرفت به طرف آسمانها صعود نمايد امّا قبل از رفتن، نزد ادريس آمد و تشكر كرد و گفت: «آيا حاجتى دارى كه مىخواهم احسان تو را جبران كنم».
ادريس گفت: «آرى، دوست دارم مرا به آسمان ببرى، تا باعزرائيل ملاقات كنم و با او انس گيرم، زيرا ياد او زندگى مرا تلخ كرده است.»
آن فرشته، ادريس - عليه السلام - را بر روى بال خود گرفت و به سوى آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسيد، در آن جا عزرائيل را ديد كه از روى تعجب سرش را تكان مىدهد.
ادريس به عزرائيل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت مىدهى؟»
عزرائيل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بين آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم: چگونه چنين چيزى ممكن است با اين كه بين آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بين آسمان سوم و دوم نيز همين مقدار. (و من اكنون در سايه عرش هستم و تا زمين فاصله فراوانى دارم و ادريس در زمين است، چگونه اين راه طولانى را مىپيمايد و تا بالاى آسمان چهارم مىآيد!!). آنگاه عزرائيل همان جا روح ادريس - عليه السلام - را قبض كرد. اين است سخن خداوند (در آيه 57 سوره مريم) كه مىفرمايد:
«وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيا؛ و ما ادريس را به مقام بالايى ارتقاء داديم.(2)»
پيامبر - صلّى الله عليه و آله - فرمود: در شب معراج، مردى را در آسمان چهارم ديدم، از جبرئيل پرسيدم: «اين مرد كيست؟» جبرئيل گفت: «اين ادريس است كه خداوند او را به مقام ارجمندى بالا آورده است». به ادريس سلام كردم و براى او طلب آمرزش نمودم، او نيز بر من سلام كرد و برايم طلب آمرزش نمود.(3)
------------------------------
1- ارشاد القلوب ديلمى، ج 2، ص 326.
2- تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 350 و 349.
3- همان مدرك، ص 350.
-------------------------------------------------------------
حضرت ادريس (ع) / ادامه زندگى و قبض روح ادريس (ع)
آرزوى ادريس براى ادامه زندگى به خاطر شكرگزارى
فرشتهاى از سوى خداوند نزد ادريس - عليه السلام - آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولى اعمالش مژده داد. ادريس بسيار خشنود شد و شكر خداى را به جاى آورد، سپس آرزو كرد هميشه زنده بماند و به شكرگزارى خداوند بپردازد.
فرشته از او پرسيد: «چه آرزويى دارى؟»
ادريس گفت: «جز اين آرزو ندارم كه زنده بمانم و شكرگزارى خدا كنم، زيرا در اين مدت دعا مىكردم كه اعمالم پذيرفته شود كه پذيرفته شد، اينك بر آنم كه خدا را به خاطر قبولى اعمالم شكر نمايم و اين شكر ادامه يابد».
فرشته بال خود را گشود و ادريس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اينك ادريس زنده است و به شكر گزارى خداوند اشتغال دارد.(1)
مطابق بعضى از روايات، ادريس - عليه السلام - پس از مدتى كه در آسمانها بود، عزرائيل روح او را در بين آسمان چهارم و پنجم قبض كرد، چنان كه خاطر نشان مىشود.
قبض روح ادريس - عليه السلام -
امام صادق - عليه السلام - فرمود: يكى از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزيرهاى انداخت. او سالها در آن جا در عذاب به سر مىبرد تا وقتى كه ادريس - عليه السلام - به پيامبرى رسيد. او خود را به ادريس - عليه السلام - رسانيد و عرض كرد: «اى پيامبر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم كند».
ادريس براى او دعا كرد، او خوب شد و تصميم گرفت به طرف آسمانها صعود نمايد امّا قبل از رفتن، نزد ادريس آمد و تشكر كرد و گفت: «آيا حاجتى دارى كه مىخواهم احسان تو را جبران كنم».
ادريس گفت: «آرى، دوست دارم مرا به آسمان ببرى، تا باعزرائيل ملاقات كنم و با او انس گيرم، زيرا ياد او زندگى مرا تلخ كرده است.»
آن فرشته، ادريس - عليه السلام - را بر روى بال خود گرفت و به سوى آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسيد، در آن جا عزرائيل را ديد كه از روى تعجب سرش را تكان مىدهد.
ادريس به عزرائيل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت مىدهى؟»
عزرائيل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بين آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم: چگونه چنين چيزى ممكن است با اين كه بين آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بين آسمان سوم و دوم نيز همين مقدار. (و من اكنون در سايه عرش هستم و تا زمين فاصله فراوانى دارم و ادريس در زمين است، چگونه اين راه طولانى را مىپيمايد و تا بالاى آسمان چهارم مىآيد!!). آنگاه عزرائيل همان جا روح ادريس - عليه السلام - را قبض كرد. اين است سخن خداوند (در آيه 57 سوره مريم) كه مىفرمايد:
«وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيا؛ و ما ادريس را به مقام بالايى ارتقاء داديم.(2)»
پيامبر - صلّى الله عليه و آله - فرمود: در شب معراج، مردى را در آسمان چهارم ديدم، از جبرئيل پرسيدم: «اين مرد كيست؟» جبرئيل گفت: «اين ادريس است كه خداوند او را به مقام ارجمندى بالا آورده است». به ادريس سلام كردم و براى او طلب آمرزش نمودم، او نيز بر من سلام كرد و برايم طلب آمرزش نمود.(3)
------------------------------
1- ارشاد القلوب ديلمى، ج 2، ص 326.
2- تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 350 و 349.
3- همان مدرك، ص 350.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 19:49 توسط سرگروه آموزشی دینی و قرآن استان_ همتی
|